چرا باید من همیشه غصه بخورم؟

دیروز عکسشو عوض کرد. معمولن این کار رو به خاطر من می کرد. که از دلتنگی در بیام. اصلن نمیتونم تشخیص بدم توی چه فازیه. به خاطر این چند روز غیبت من این کار رو کرده یا همینطوری دلش خواسته تغییر بده عکس رو. از آنجا که خیلی از من باهوش تره و هیچ وقت نتونستم ازش سر در بیارم و همیشه اشتباه تشخیص میدم، حدسم اینه که به خاطر منه. ولی بازم نمیخوام به خودم امید واهی بدم.

به این نتیجه رسیدم که همش دارم غصه میخورم! نمیشه که! هم وقتی بود غصه میخوردم هم الان که نیستخنثی

چندتا قانون برای خودم گذاشتم:

1. اگر لازم باشه توی زندگیم باشه خودش میاد. سرنوشت اونو میاره توی زندگیم. اگرم لازم نباشه سرنوشت نمیارتش. در کل، این که غصه بخورم و انتظار بکشم بیهوده است. هرچیزی که برای من لازمه سرنوشت برام میاره.متفکر

2. باید دیدگاهم رو به دیدگاه اون نزدیک کنم. آدمها رو از دید اون می بینم. اونم هر کسی رو به حریمش راه نمیده. برای همین، لازم نیست بابت سلام علیکش با دیگران، انقدر حساس باشم. اصلنم از دید طرف مقابل حدس نمی زنم. فقط اون.قلب

3. باید همیشه هدفی برای دنبال کردن داشته باشم تا روزی که زنده ام. بیکاری و بی هدفی فساد میاره و فکر و خیالهای بیهوده. نباید بیکار بمونم. هیچ وقت.فرشته

4. ازونجا که جونم به جونش وصله اگر قرار شد توی زندگیم باشه باید همیشه به صورت غیرمحسوس در حال انجام کاری باشم که اونو خوشحال کنم. غیر محسوس میگم تا نفهمه چقدر برام مهمه و خودشو بگیره! ولی همیشه باید به فکر خوشحال کردنش و عزیزتر کردن خودم پیش اون باشم. قلب

و یه هدف بی ربط دیگه: هرروز باید دنبال چیزای خنده دار باشم. خسته شدم از اینهمه خبر بد. باید برای خودم هرروز سوژه ی خنده پیدا کنم.مژهنیشخند

 

سایت درب و داغون شده.همه رفتن. منم که چندروزه نیستم

/ 0 نظر / 34 بازدید